کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


 



 

روان درمانی: که گاهی به اختصار دران نامیده می شود یکی از درمان‌های رایج در افسردگی است. روان درمانی، ممکن است به تنهایی یا همراه با دارو باشد روان درمانی ‌به این صورت است که شما به تنهایی یا به صورت گروهی با یک درمانگر ملاقات می کنید. و راجع به احساسات و مشکلات و تجارب زندگی با او حرف می زنید روانپزشکان، روانشناسان، مددکاران اجتماعی به رواندرمانی می پردازند روان درمانی انواع بسیار زیادی دارد که در میان آن ها موثرترین نوع عبارتند از شناخت درمانی و رابطه درمانی.

 

رفتار درمانی: برحسب موقعیت شخصی، درمان روان پویایی، خانواده درمانی، زوج درمانی یا هر نوع ترکیب از درمانها نیز ممکن است به کار برود رفتار درمانگر بر آن است که با از میان برداشتن رفتارهای منفی بیمار رفتارهای مثبت فرد را تقویت کند با آنکه ثابت نشده که این روش درمانی به از میان برداشتن نشانه های افسردگی منجر می شود مشخص است که به بیمار برای درمان انواع هراس روانی (فوبیا)، نشانه های وسواس اختلال در مصرف غذا و سایر مسائل که منجر به پیچیده کردن برخی از انواع افسردگی می‌شوند کمک می‌کند (انجمن پزشکی آمریکا به نقل از گنجی، ۱۳۸۱).

 

شناخت درمانی: اشخاص افسرده اغلب نقطه ضعف های خود را به مبالغه می گیرند و نمی دانند که این نقاط ضعف روی زندگی آنان چگونه تأثیر می‌گذارد هدف شناخت درمانی اصلاح عادات فکری منفی است و ‌بنابرین‏ تسکین افسردگی است در حالی که بسیاری از شناخت دمانگرها معتقداند که افکار منفی فرا گرفته شده علت اصلی افسردگی است دیگران معتقداند که این عادات نتیجه ی بیماری پنهان است این روانشناسان تلاش خود را بر آن می‌گذارند تا باور بیماران افسردگی را درمان ناپذیر می دانند تغییر دهند (ما و تسدلر ، ۲۰۰۴).

 

۲-۵- تعریف اضطراب

 

اضطراب در لغت نامه فارسی یعنی جنبیدن، لرزیدن، تپیدن، پریشان حالی و آشفتگی و بی تابی است. در معنی انگلیسی با WORRY و FEEZE نامیده می شود. اضطراب حالتی است با احساس وحشت (DREAD) مشخص می شود. و با علائم جسمی که بیانگر افزایش فعالیت دستگاه اعصاب خودکار می‌باشد. همراه است. اضطراب عملکرد شناختی اثر گذاشته و موجب تحریف های ادراکی می شود. وجه افتراق آن از ترس این است ترس پاسخ متناسبی به یک تهدید شناخته شده است. در صورتی که اضطراب پاسخ به تهدیدی است ناشناخته، مبهم یا متعارض می‌باشد. اضطراب برای اولین بار در قرن پانزدهم میلادی به معنای فشار بدنی مطرح شد. در قرن هفدهم بانبر در یک طرح جسمی، روانی آن را به عنوان علت بیماری مطرح نمود. در سال ۱۹۳۰ سیله محرک‌های خارجی را به عنوان عوامل تنش زا معرفی و عدم ناشی از عوامل بر روی بدن را اضطراب نام نهاد (علایی و فشارکی، ۱۳۸۱). اضطراب، پدیده ای روانشناختی است که تقریبا همه با آن آشنا هستند، یا آنکه در طول عمر خود در مواقعی به آن دچار شده اند. این تجربه روانی- فیزیولوژیک در ابعاد آسیب شناسی روانی نیز شایع ترین اختلالات روانی را شامل می‌گردد (عبدالقادری و همکاران، ۱۳۹۲).

 

اضطراب واکنش فرد به موقعیت استرس زا تعریف شده است در ادبیات موضوع به دو مؤلفه شناختی و تنی تقسیم شده است که مؤلفه ی شناختی به انتظار منفی و نگرانی شناختی ‌در مورد اجرا عواقب شکست ناتوانی در تمرکز و توجه مختل شده، خود ارزیابی توانایی خود نسبت به دیگران، بر می‌گردد اما اضطراب تنی به عناصر فیزیولوژیک مؤثر اضطراب مربوط است که از افزایش انگیختگی خودمختار و احساسات ناخوشایند مانند عصبی بودن، تنش و بهم خوردگی به وجود می‌آید و در ویژگی هایی مانند افزایش ضربان قلب، کوتاه تنفس، رطوبت دست و تنش در عضلات منعکس می شود. اضطراب زمانی به وجود می‌آید. کع فرد به توانایی‌های خود برای کنار آمدن با موقعیت استرس زا شک کند. (شهبازی و همکاران، ۱۳۹۰) اضطراب پدیده ای عادی و پاسخی طبیعی به خطر یا استرس است و تنها وقتی به یک مشکل تبدیل می شود. که کیفیت و میزان آن با موقعیت مربوط تناسب نداشته باشد اضطراب حالتی فراگیر، ناخوشایند، مبهم و همراه با انگیختگی دستگاه عصبی خودکار، سردرد، تعرق، تپش قلب، گرفتی ماهیچه های سینه ناراحتی گوارش و بیقراری است (سادوک و سادوک، ۲۰۰۲).

 

متأسفانه در قرن اخیر به علت پیامدهای صنعتی شدن در ابعاد اجتماعی، فرهنگی، مذهبی و روانی بشر بسیار مستعد غرق شدن در گرداب بیماری‌های روانی به خصوص اضطراب شده است به طوری که در حال حاضر شایعترین مشکل رفتاری انسان‌ها اختلالات عاطفی . به نظر هلیگارد و اتکینسون، عامل اضطراب موقعیتی است که بهزیستی جاندار را به خطر می اندازد. به نظر گراهام (۱۹۸۶) و کاپلان اضطراب بهنجار تجربه حسی ناخوشایندی است که در آن انتظار یک رویداد ناخوشایند وجود دارد (دهستانی، ۱۳۹۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 10:57:00 ب.ظ ]




 

دانشگاه ها و مراکز علمی کشور ، علاوه بر نقش های فعلی که در آموزش و تحقیقات به عهده دارند ،محورهای زیر را می‌توانند مورد توجه قرار دهند.(مکنون،۱۳۸۳: ۴۰۶):

 

۱-مدیریت دانش.یکی از تحولات مهم در دانشگاه ها ایفای نقش مدیریت دانش است.امروزه ، به علت وجود اطلاعات و دانش گسترده در مراکز علمی داخل و خارج کشور ،دانشگاه ها به عنوان مراکز علمی و آگاه می‌توانند نقش مدیریت دانش را برای سهولت دسترسی به دانش و پردازش آن ایفا نمایند.ایفای چنین نقشی به خصوص در کشورهای در حال توسعه که دانش به کار گرفته نشده در آن ها بسیار زیاد است،می‌تواند جهش مهمی در فرایند توسعه به وجود آورد(همان منبع).

 

۲-اشاعه دانش.در حال حاضر ، اشاعه دانش از سوی دانشگاه ها بیشتر از طریق تربیت نیروی انسانی صورت می‌گیرد.دانش زیادی در مراکز علمی دانشگاه ها وجود دارد که با مدیریت مناسب می توان آن را ، علاوه بر دانشجویانی که در زمان تحصیل به آن دسترسی پیدا می‌کنند ، در معرض استفاده عموم و علاقه مندان نیز قرار داد(مکنون،۴۰۶:۱۳۸۳)

 

ایجاد پایگاه های اطلاعاتی با حضور مشاوران علمی (که می توان از دانشجویان نیز در این امر بهره برد) در جوار دانشگاه ها که قابلیت دسترسی فیزیکی و یا مجازی داشته باشد، می‌تواند به قشر مهمی از جامعه که برای حل مشکلات خود نیاز به اطلاعات و دانش دارند ، همراه با مشاوره علمی عرضه نمود(مکنون،۱۳۸۳).

 

۳-آموزش مادام العمر و آموزش برای همه.سرعت تحولات محیطی در جامعه و جهان به میزانی است که کسب دانش در یک دوره کوتاه تحصیلی قادر به پاسخ گویی نیاز در زمان اشتغال فرد نخواهد بود. ایجاد جامعه پویا و توانا برای ‌پاسخ‌گویی‌ به نیاز ها احتیاج به آموزش مادام العمر دارد.بخش آموزش عالی باید سهم مناسبی در آموزش عالی مادام العمر داشته باشد(همان منبع). حضور مراکز علمی در این گونه برنامه ها و ارائه مستقیم آموزشی مطابق با آخرین دستاوردهای علمی جهان،ابداع و نوآوری دو روش علمی آموزشی برای سهولت دسترسی همه اقشار جامعه در چنین برنامه هایی می‌تواند آموزش مادام العمر را از حرف به عمل تبدیل کند(مکنون،۱۳۸۳).

 

۴-مراکز مطالعات و تحقیقات آینده نگر. در نگرش توسعه پایدار،شناخت و پیش‌بینی آینده و مآل اندیشی در برخورد با تحولات آینده اهمیت بسیار دارد.در جامعه علمی و آگاه به مراکز متعددی برای مطالعات آینده نیاز خواهد بود(همان منبع).در کشورهای در حال توسعه،به علت محدود بودن نیروهای علمی خارج از دانشگاه ‌ها و مراکز علمی،ضروری است دانشگاه ها سهم مناسبی از فعالیت های خود را به مطالعات آینده نگر اختصاص دهند(مکنون،۱۳۸۳).

 

۵-زمینه‌های میان رشته ای و تلفیق دانش ها. به کارگیری دانش در جامعه،به خصوص در زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی،نیاز به تلفیق موضوع ها در زمینه‌های مختلف علمی دارد.تلفیق زمینه‌های علمی باید در سطح دانشگاه ها و از طریق تأسيس رشته ها و دانشکده های مأموریت گرا انجام گیرد(همان منبع)..

 

۶-ارتقای سطح خلاقیت.خلاقیت موتور توسعه دانش عمل می‌کند.با شناختی که از فرایند توسعه خلاقیت به دست آمده،فرایند خلاقیت و آموزش آن به عنوان یکی از ارکان دانشگاه و مراکز علمی قرن جدید مورد توجه است.اشاعه تفکر خلاق در همه زمینه‌های درسی،ارائه دروس مشخص در زمینه خلاقیت،ایجاد مراکز مطالعات و تحقیقات ویژه خلاقیت در زمینه‌های مختلف مناسب خواهد بود(مکنون،۴۰۶:۱۳۸۳).

 

۷-تبیین تفکر توسعه پایدار. توسعه پایدار در دو دهه اخیر مطرح شده است. نظریه ها و مباحث گسترده ای در باره آن وجود دارد.با توجه ‌به این که دیدگاه های توسعه پایدار اصول و مبانی توسعه در آینده را شکل می‌دهند،حضور دانشگاه ها و مراکز علمی به صورت فعال در این زمینه مهم خواهد بود.کاربرد کلیه نظریات موجود توسعه پایدار در محیط دانشگاه ها و همچنین اصلاح جهت گیری دروس ، برنامه های علمی و ساختارها،مشارکت استادان و دانشجویان،از جمله برنامه های دانشگاه های پیشتاز برای آینده پایدار است(مکنون ، ۱۳۸۳ :۴۰۵-۴۰۷).

 

دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی ایران نیز مانند سایر مراکز آموزش عالی دنیا،دارای رسالت و وظیفه سنگینی برای تربیت اصولی دانشجویان بر اساس نیازهای کشور هستند(آقا داوود،۱۳۸۹). لازمه عهده دارشدن چنین مسئولیت خطیری،تلاش،کوشش و پیگیری در زمینه شناخت مشکلات،برنامه ریزی،تدوین برنامه های اجرایی،ارزیابی و نهایتاً اصلاح آن ها متناسب با شرایط و چالش های پیش روی آینده می‌باشد،ولی می توان خاطر نشان ساخت،انجام صحیح این وظیفه و رسالت خطیر و ایفای صحیح آن مورد تردید واقع شده و به عقیده بعضی از صاحب نظران،دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی،عمده هدف های خود را در تربیت نیروهای متخصص،آن هم بدون پیش‌بینی در زمینه نیازهای تخصصی آینده کشور خلاصه نموده اند(آقا داود،۱۳۸۹).به عبارت دیگر مراکز آموزش عالی به رشد کمی دانشگاه بسنده کرده‌اند(ابوحمزه،۱۳۷۶: ۱ ).به همین خاطر مسئله عدم امکان جذب مؤثر و مفید فارغ التحصیلان دوره های آموزش عالی در بازار کار،عدم تناسب بین رشته‌های تحصیلی و فعالیت شغلی،جذب بیشتر فارغ التحصیلان در بخش های غیر تولیدی و غیر فعال و بسیاری از مسائل دیگر،از جمله چالش ها و مشکلاتی است که آموزش عالی ایران را علی‌رغم سرمایه گذاری های سنگین با چالش روبرو و ناموفق معرفی کرده و به عبارتی باعث شده است تا دستاوردهای مورد نظر آموزش عالی محقق نگردد،یا میزان نیل به آن اهداف و دستاورد ها را ضعیف معرفی ‌کرده‌است(اسلامی بیگلری،۱۳۷۶: ۲ ).

۲-۱۸-۱- چالش های جهانی آموزش عالی در قرن ۲۱

 

عمده ترین چالش های آموزش عالی در قرن ۲۱ که از اواخر قرن ۲۰ آغاز شده است،مسئله توده ای شدن یا عمومی شدن آموزش عالی است.ده چالش عمده در بیانیه اجلاس جهانی آموزش عالی در پاریس مطرح شد که به قرار زیر می‌باشند(آهون منش،خاتون آبادی،فتحیان،۱۳۸۳،صص۳۶۰-۳۶۱) :

 

۱- تغییرات در ترکیب دانشجویان : به طوری که آموزش عالی در برگیرنده اقشار گوناگون جامعه شده است .

 

۲- افزایش و تنوع نقش دانشگاه ها نسبت به گذشته .

 

۳- نزدیک شدن اهداف آموزش عالی به امر تسریع در اشتغال .

 

۴- تضاد بین آموزش کلاسیک ( سنتی ) و آموزش مبتنی بر پژوهش .

 

۵- محور شدن پژوهش در دانشگاه ها .

 

۶- کاهش تمایل به تولید دانش دست اول ، افزایش واردات فکری ، بی توجهی به دانش بومی و تحقیقات محلی .

 

۷- افزایش انتظار جامعه از دانشگاه ها و مسئولیت پذیر دانستن آموزش عالی .

 

۸- افزایش توجه به دانشگاه های مجازی و تقویت آموزش از راه دور .

 

۹- تغییر در منابع مالی دانشگاه ها .

 

۱۰- ضرورت تغییر ساختار اداری دانشگاه ها به منظور سازگاری با تحولات اجتماعی

 

۲-۱۹- ویژگی های دانشگاه در جهان امروز و رسالت های دانشگاه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:56:00 ب.ظ ]




 

    • در تمام سازمان، تبادل دانش رسمیت یافته و از آن حمایت شود.

ث) ارزیابی[۳۹]: در این فرایند باید دانش‌های موجود و نیازهای فعلی و آتی دانش ارزیابی شوند. برای این کار لازم است، میزان رشد پایه های دانش و نیز دستاوردهای سرمایه گذاری مرتبط با آن اندازه‌گیری شود. فاکتورهایی که امکان اندازه گیری پایه های دانش را ممکن می‌سازند، عبارتند از:

 

    • تاثیر دانش بر کارایی سازمانی به رسمیت شناخته شود و در تفکر راهبردی سازمانی قرار گیرد.

 

  • انواع شاخص‌ها، معیارها و نکات اساسی در اندازه گیری ارزش دارایی‌های سازمانی ایجاد شود.

ج) ایجاد/نگهداری[۴۰]: باید دانش‌های مهم و استراتژیکی در این فرایند توسعه یابند و دارایی‌های دانشی، نیز مورد توجه قرار گیرند. برای ایجاد و نگهداری دانش باید عوامل زیر فراهم باشد:

 

    • ایجاد بستر و ابزارهای مناسب برای نگهداری دانش و خلق دانش‌ها‌ی جدید.

 

    • روابط میان بخش‌های مختلف به گونه ا‌ی طراحی وایجاد شود تا هدف‌های مدیریت دانش تحقق یابد.

 

    • سازمان ‌به این معنا پی ببرد که استفاده از دانش ارزشمند است و باید از آن نگهداری شده توسعه داده شود.

 

  • فرم‌ها، سیاست‌ها، دستورالعمل‌ها و فرهنگ سازمانی، از تعامل بین بخش‌های مختلف سازمان و نیز مابین همکاران حمایت کند.

چ) حذف[۴۱]: در این فرایند، دانش‌هایی که از نظر استراتژیک و کاربرد دیگر، بی معنی هستند باید از سیستم حذف یا در جایی دیگر انبار شوند این کار به ترتیب زیر انجام می‌شود:

 

    • دانش‌های ابطال شده انبار نشوند.

 

  • دانش‌هایی که در حال حاضر بی‌ارزش هستند، ولی در آینده احتمال استفاده از آن ها وجود دارد، به صورت دسته بندی، بایگانی شوند (افرازه، ۱۳۸۴).

 

۲-۱-۲-۶-۹- مدل پایه های ساختمان دانش

 

این مدل توسط پروبست، روب و رمهاردت (۲۰۰۲) به نام “مدل پایه های (سنگ بنای) ساختمان مدیریت دانش” نام گذاری شده است. همان گونه که پیشتر گفته شد، با توجه به جنبه کاربردی‌تر این مدل، در پایان مطالب این بخش، آن را به عنوان مدل نسبتا تکاملی که نکات مثبت همه مدل‌ها را تقریبا در بر می‌گیرد مورد توجه بیشتر قرار خواهیم داد.

 

طراحان مدل یاد شده، مدیریت دانش را به صورت سیکل دینامیکی می‌بینند که در چرخش دایم است. مراحل این مدل، شامل هشت جزء، متشکل از دو سیکل؛ درونی و بیرونی است. سیکل درونی به وسیله بلوک های: کشف (شناسایی)، کسب، توسعه، تسهیم، کاربرد (بهره‌برداری) و نگهداری از دانش، ساخته می‌شود. سیکل بیرونی شامل بلوک‌ها‌ی اهداف دانش و ارزیابی آن است که سیکل مدیریت دانش را مشخص می‌کند. کامل کننده این دو سیکل “بازخور” است.

 

Knowledge acquisition

 

Knowledge identification

 

Knowledge retention

 

Knowledge development

 

Knowledge sharing/distribution

 

Knowledge utilization

 

اهداف دانش

 

دارایی‌های دانشی

 

بازخور

 

شناسایی دانش

 

نگهداری دانش

 

بهره گیری از دانش

 

اکتساب دانش

 

توسعه دانش

 

اشتراک و توزیع دانش

 

شکل ۲-۶: عناصر بنیادی مدیریت دانش (پروست، روب، رومهاردت، ۲۰۰۰، به نقل از حسینی خواه؛ ۱۳۸۵)

 

نحوه عملکرد پایه های این مدل به شرح زیر است:

 

الف) تعیین هدف‌های دانش: هدف‌های مدیریت دانش، باید از هدف‌های اصلی سازمان نشأت گرفته و در دو سطح استراتژیک و عملیاتی مشخص شوند.

 

    • سطح راهبردی: تبدیل و نگهداری سازمان بر مبنای مدیریت دانش و همچنین ایجاد فرهنگ و سیاست‌های لازم در این زمینه انجام می‌شود.

 

  • سطح عملیاتی؛ که در این سطح، با توجه به هدف‌ها باید نحوه شناسایی، استفاده، توزیع، کاربرد و نگهداری دانش، مشخص و برنامه های لازم برای دستیابی به آن ها درزمان معین، طراحی شود و به مرحله اجرا درآید.

ب) شناسایی دانش: با طرح این پرسش که “آیا می‌دانیم که چه می‌دانیم؟” باید انجام این وظیفه مدیریت دانش؛ یعنی مرحله کشف دانش را آغاز کرد.

 

بسیاری از سازمان‌ها به خاطر ناآشنا بودن با دانش خود، در تصمیم گیری‌ها و هدف گذاری هایشان دچار مشکل می‌شوند، البته ناگفته نماند که شناسایی منابع دانش درون و بیرون سازمان، به همراه هم انجام می‌شود.

 

پ) کسب دانش: در این مرحله، دانش‌ها باید از بازار داخلی و خارجی نظیر دانش‌های مربوط به مشتری، تولید، همکاران، رقبا و… از منابع شناسایی شده در مرحله کشف، کسب گردد و نیز مشخص نمودن آنکه چه قابلیت هایی را می‌توان از خارج خریداری/تهیه کرد و مورد استفاده قرار داد، مورد توجه قرار می‌گیرد.

 

ت) توسعه دانش: با توجه به پایه های موجود، باید دانش سازمان را گسترش داد، البته این امر، شامل توسعه قابلیت، محصول، ایده های جدید، فرایندها و… و مسائلی از این دست می‌شود.

 

ث) تسهیم دانش: مسائلی همچون چگونگی به اشتراک گذاری دانش موجود و انتقال آن به محل مناسب و مورد نیاز و چگونگی انتقال دانش، به گونه ای که در سازمان قابل دسترسی و استفاده باشد و نیز چگونگی انتقال دانش از سطح فردی به سطح دانش گروهی و سرانجام سطح دانش سازمانی، از جمله مواردی است که در دستور کار این بخش قرار می‌گیرد.

 

ج) استفاده از دانش: اطمینان به استفاده مفید از دانش در سازمان، مربوط ‌به این قسمت است. در این بخش، موانعی بر سر راه استفاده مفید از دانش جدید است که باید شناسایی و رفع شوند تا از آن بتوان، به طور عملی در ارائه خدمات و محصولات (دانش) استفاده کرد.

 

چ) نگهداری دانش: ذخیره و نگهداری و روزآمدکردن دانش ‌به این بخش مربوط می‌شود. این روش، از نابودی دانش جلوگیری کرده به آن اجازه اینکه مورد استفاده قرار گیرد را می‌دهد که البته در این راستا باید سازو کارهای مناسبی برای به روز کردن سیستم ایجاد شود.

 

ح) ارزیابی دانش: نحوه رسیدن به هدف‌های معین و استفاده از نتایج آن به عنوان بازخور، برای تعیین یا اصلاح هدف، ‌به این بخش مربوط است. با نگاه به نتایج بعضا کیفی این فرایند، ضروری است، آن ها را با توجه به نتایج کمی و هزینه های انجام شده در این زمینه، مورد ارزیابی قرار داد (سرکارآرانی، ۱۳۸۳).

 

جدول ۲-۱: مراحل و ابزارهای مدل پایه های ساختمان دانش

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مرحله ابزار هدف‌های دانش استراتژی دانش‌ها، آرمان‌های دانش، مدیریت بر مبنای هدف‌های دانش شناسایی دانش نقشه‌های دانش[۴۲]، واسطه‌های دانش[۴۳]، آشکارسازی درونی دانش در سازمان کسب دانش ویزیتورها (واسطه‌ها)، مؤسسات عرضه دانش، خرید مشاوره، استراتژی نسخه‌برداری توسعه دانش وصل کننده های[۴۴] دانش، سناریو، سمت گیری به سوی مراکز شایستگی[۴۵] توسعه دانش وصل کننده های[۴۶] دانش، سناریو، سمت گیری به سوی مراکز شایستگی[۴۷] تسهیم دانش فنون حل مسئله جمعی، مدیریت فضاسازی[۴۸] استفاده از دانش مهندسی و چینش کاربردی اسناد، آموزش در عمل [۴۹]مدیریت داده ها[۵۰] نگهداری دانش یادگیری از رخدادها[۵۱]، حافظه الکترونیکی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:33:00 ب.ظ ]




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

S N S N S N S N S ۱۰ ۱۰ ۱۰۰ ۸۰ ۲۸۰ ۱۶۲ ۸۰۰ ۲۶۰ ۲۸۰۰ ۳۳۸ ۱۵ ۱۴ ۱۱۰ ۸۶ ۲۹۰ ۱۶۵ ۸۵۰ ۲۶۵ ۳۰۰۰ ۳۴۱ ۲۰ ۱۹ ۱۲۰ ۹۲ ۳۰۰ ۱۶۹ ۹۰۰ ۲۶۹ ۳۵۰۰ ۳۴۶ ۲۵ ۲۴ ۱۳۰ ۹۷ ۳۲۰ ۱۷۵ ۹۵۰ ۲۷۴ ۴۰۰۰ ۳۵۱ ۳۰ ۲۸ ۱۴۰ ۱۰۳ ۳۴۰ ۱۸۱ ۱۰۰۰ ۲۷۸ ۴۵۰۰ ۳۵۱ ۳۵ ۳۲ ۱۵۰ ۱۰۸ ۳۶۰ ۱۸۶ ۱۱۰۰ ۲۸۵ ۵۰۰۰ ۳۵۷ ۴۰ ۳۶ ۱۶۰ ۱۱۳ ۳۸۰ ۱۸۱ ۱۲۰۰ ۲۹۱ ۶۰۰۰ ۳۶۱ ۴۵ ۴۰ ۱۸۰ ۱۱۸ ۴۰۰ ۱۹۶ ۱۳۰۰ ۲۹۷ ۷۰۰۰ ۳۶۴ ۵۰ ۴۴ ۱۹۰ ۱۲۳ ۴۲۰ ۲۰۱ ۱۴۰۰ ۳۰۲ ۸۰۰۰ ۳۶۷ ۵۵ ۴۸ ۲۰۰ ۱۲۷ ۴۴۰ ۲۰۵ ۱۵۰۰ ۳۰۶ ۹۰۰۰ ۳۶۸ ۶۰ ۵۲ ۲۱۰ ۱۳۲ ۴۶۰ ۲۱۰ ۱۶۰۰ ۳۱۰ ۱۰۰۰۰ ۳۷۳ ۶۵ ۵۶ ۲۲۰ ۱۳۶ ۴۸۰ ۲۱۴ ۱۷۰۰ ۳۱۳ ۱۵۰۰۰ ۳۷۵ ۷۰ ۵۹ ۲۳۰ ۱۴۰ ۵۰۰ ۲۱۷ ۱۸۰۰ ۳۱۷ ۲۰۰۰۰ ۳۷۷ ۷۵ ۶۳ ۲۴۰ ۱۴۴ ۵۵۰ ۲۲۵ ۱۹۰۰ ۳۲۰ ۳۰۰۰۰ ۳۷۹ ۸۰ ۶۶ ۲۵۰ ۱۴۸ ۶۰۰ ۲۳۴ ۲۰۰۰ ۳۲۲ ۴۰۰۰۰ ۳۸۰ ۸۵ ۷۰ ۲۶۰ ۱۵۲ ۶۵۰ ۲۴۲ ۲۲۰۰ ۳۲۷ ۵۰۰۰۰ ۳۸۱ ۹۰ ۷۳ ۲۷۰ ۱۵۵ ۷۰۰ ۲۴۸ ۲۴۰۰ ۳۳۱ ۷۵۰۰۰ ۳۸۲ ۹۵ ۷۶ ۲۷۰ ۱۵۹ ۷۵۰ ۲۵۶ ۲۶۰۰ ۳۳۵ ۱۰۰۰۰۰ ۳۸۴

جدول ۳-۲ .جدول مورگان

 

    1. Reinhart ↑

 

    1. Erol ↑

 

    1. Terra & Kirch ↑

 

    1. Mitchel ↑

 

    1. Stohs & Mauer ↑

 

    1. Ooi ↑

 

    1. Ozkan ↑

 

 

    1. Scherr & Hulburt ↑

 

    1. Titman & Wessels ↑

 

    1. Barclay & Smith ↑

 

    1. Beevan & Danbolt ↑

 

    1. Modigliani & Miller ↑

 

    1. Warner ↑

 

    1. Jensen & Meckling, ↑

 

    1. Myers ↑

 

    1. DeAngelo & Masulis ↑

 

    1. Adverse Selection ↑

 

    1. Underinvestment ↑

 

    1. Myers & Majluf ↑

 

    1. Kane ↑

 

    1. Brick & Ravid ↑

 

    1. Modigiliani & miller ↑

 

    1. Talat afza & naveed ahmed ↑

 

    1. myers ↑

 

    1. Jensen& meckling ↑

 

    1. Qigui @gary ↑

 

    1. myers ↑

 

    1. Titman & wessels ↑

 

    1. Jin lorent ↑

 

    1. Nadeem aftab ↑

 

    1. stefana ↑

 

    1. delcoure ↑

 

    1. nivorozhkin ↑

 

    1. Demirrguc-kunt & maksimovic ↑

 

    1. Antoniou ↑

 

    1. Majumdar ↑

 

    1. Terra ↑

 

    1. ElGhoul ↑

 

    1. Venugopalan & Madhu ↑

 

    1. Mat Kila ↑

 

    1. Wan Mansor ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:46:00 ب.ظ ]




 

ژ) راهبرد شکل گرایی و القای پدیده‌های جدید:

 

در این رویکرد توجه تنها بر شکل و ترکیب بندی ظاهری و ایجاد ترکیبی شکل گرایانه با تأکید بر زیبایی ها و جذابیت های بصری بوده و توجه کمتری بر انتقال معانی، تعامل با مخاطبان و اطلاع رسانی صورت می پذیرد.

 

س) راهبرد برانگیختن احساسات:

 

در این راهبرد به جای تکیه بر جذابیتهای منطقی و برتری های حقیقی محصول، خدمات یا فردی خاص، سعی در برانگیختن احساسات مخاطبان جهت تحریک آن ها به خرید محصول و استفاده از خدمات می شود.

 

ش) راهبرد ایجاد حس نشاط و طنز:

 

استفاده از بیان نوشتاری مفرح و طنزگونه در مقایسه با پیام های جدی و غیرصمیمی، در ایجاد تمایل به مخاطبان اثربخش تر به نظر می‌رسند.

 

ص) راهبرد ایجاد احساس ترس:

 

با بهره گرفتن از راهبرد ترس می توان در مخاطبان حسی از نگرانی و بر هم ریختگی عصبی را به وجود آورد و از آن جهت که در چنین شرایطی افراد قادر به تصمیم گیری صحیح و منطقی نبوده و به دنبال راه گریزی فوری می‌باشند، ایشان را وادار به عکس العملی در راستای اهداف خویش نمود.

 

ض) راهبرد رواج فرهنگ بومی:

 

در راستای تاثیرگذاری بر مخاطبان می توان نقشهایی را به کار برد تا با ارتباط فرهنگی ریشه دار و کهن با افراد، منجر به تاثیرگذاری بیشتر شود.

 

ط) راهبرد معرفی شخصیت تبلیغاتی:

 

به عنوان راهبردی دیگر، می توان نقش های جدیدی خلق و ترویج نمود و به عنوان نشانی از محصول یا خدمات مورد نظر در تمام اعلان ها و تبلیغات مداوم و مستمر به کار برد.

 

ظ) راهبرد جذابیت رنگی برای بیانی سریع و صریح:

 

رنگ به عنوان یک محرک تاثیرگذار بر حواس عمل می کند از این رو شناخت و ادراک صحیح طراح گرافیک از این مفاهیم نمادین، ویژگی ها، واکنش ها، تداعی ها و شناخت رموز و اسرار نهفته در رنگ‌ها، امکان به کارگیری صحیح و مؤثر رنگ را در راستای اهداف تبلیغاتی فراهم می آورد(رهبرنیا، ۱۳۸۶).

 

در حال حاضر طراحان برای جلب نظر مخاطبان باید در تبلیغات به عواملی از قبیل روانشناسی، جامعه شناسی، برآورد منطقی و یافتن استراتژی های صحیح و مفید توجه داشته باشند تا در رقابتها به موفقیت دست یابند. همچنین در این زمینه باید فرایند ارزیابی مخاطبان نیز صورت گیرد که شامل طبقه بندی آن ها از نظر جنس، ‌گروه‌های سنی، وضعیت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی، تمایلات، نیازها، سطح آموزش، اشتغال، درآمد و موقعیت آن ها نسبت به پیام به عنوان مخالف یا طرفدار و مخاطب فعال یا غیرفعال است(Rahbarnia et al,2008).

۲-۱-۱۲- نقش تبلیغات در توسعه بازار

 

اهداف بازاریابی و بازرگانی عمدتاً” در مواردی چون افزایش فروش، افزایش سود، افزایش سهم بازار، ایجاد شهرت و اعتبار و بعضا” دستیابی به انحصار و تسخیر کامل بازار است. بنگاه های تولیدی و بازرگانی در تعقیب وصول و حصول به اهداف خود می بایست استراتژی های مناسب در جهت رسیدن به آن ها را شناسایی و به کار بندند. به عبارت ساده تر استراتژی های بازار یابی راه های رسیدن به اهداف

 

    1. -Kolmogrov-Smirnov ↑

 

    1. – Carpet ↑

 

    1. – Product’s Position ↑

 

    1. – Market ↑

 

    1. – Development ↑

 

    1. – Market Development ↑

 

    1. ۱ -Pazyryk ↑

 

    1. – David Stronach ↑

 

    1. – John Hansman ↑

 

    1. – Samuel Adams ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:15:00 ب.ظ ]




فرمول و برای محاسبه ضریب همبستگی از استفاده شده است.

فصل چهارم

نتایج آماری

در این تحقیق ۱۹۶ نفر از آزمودنی‌ها از نظر جنس ، میزان تحصیلات ،‌مقطع تدریس مورد بررسی قرار می‌گیرند.

جدول شماره ۱ فراوانی و درصد آزمودنی‌ها بر اساس تحصیلات

جنسیت شاخص‌های آماری فراوانی

درصد

 

زن ۱۱۱ ۶/۵۶ مرد ۸۵ ۴۰/۴۳

بر اساس جدول فوق ۱۱۱ نفر آزمودنی‌ها زن و ۸۵ نفر از آن ها مرد می‌باشند و کل آزمودنی‌ها ۱۹۶ نفر می‌باشند . زنها ۶/۵۶ درصد و مردها ۴/۴۳ درصد این افراد را تشکیل می‌دهند.

جدول شماره ۲ فراوانی و درصد آزمودنی‌ها بر اساس مقطع تدریس

مقطع تدریس شاخص‌های آماری فراوانی

درصد

 

ابتدایی ۳۰ ۳۰/۱۵ راهنمایی ۵۷ ۰۸/۲۹ دبیرستان ۴۰ ۴۰/۲۰ هنرستان ۲۹ ۷۹/۲۹ پیش دانشگاهی ۴۰ ۴۰/۲۰ جمع ۱۹۶

بر اساس جدول شماره ۲، ۳۰/۱۵ درصد از آزمودنی‌ها در مقطع ابتدایی ۰۸/۲۹ در مقطع راهنمایی و ۴۰/۲۰ در مقطع دبیرستان و ۷۹/۱۴ درصد در هنرستان و ۴۰/۲۰ در مقطع پیش دانشگاهی هستند.

جدول شماره ۳ ، فراوانی و درصد آزمودنی‌ها بر اساس تحصیلات

تحصیلات شاخص‌های آماری فراوانی درصد دیپلم ۹۰ ۹۱/۴۵ فوق دیپلم ۴۲ ۴۲/۲۱ لیسانس ۳۲ ۳۲/۱۶ فوق لیسانس ۲۸ ۲۸/۱۴ دکترا( دانشجو) ۴ ۰۴/۲

بر اساس جدول فوق ۹/۴۵ درصد آزمودنی‌ها تحصیلات دیپلم ۴۲/۲۱ درصد فوق دپیلم ۳/۱۶ درصد لیسانس ۲۸/۱۴ فوق لیسانس و ۰۴/۲ درصد دانشجوی دکترا هستند . یعنی بر اساس داده های فوق ‌به این نتیجه می‌رسیم که بیشتر افراد با تحصیلات بالا تمایل چندانی ‌به این شغل ندارند . ‌بنابرین‏ افراد تحصیل کرده کمتر راغب ورود ‌به این شغل هستند.

جدول شمراه ۴ ، یافته های عوامل مؤثر در ایجاد انگیزه در شغل

عوامل مؤثر در ایجاد انگیزه در شغل فراوانی درصد تشویق مادی ۱۸ پیشرفت شغلی ۳۹ استقلال در عمل درصد ۳/۱۶ سناخته شدن ۲/۹ ۱/۷ داشتن ارج و قرب اجتماعی ۹/۱۹ ۹/۴۵ بدون پاسخ ۳ ۰/۱

جمع

 

۱۹۶

بر اساس داده های جدول فوق ۲/۹ درصد آزمودنی‌ها اعتقاد به عامل تشویق مادی و ۹/۱۹ درصد اعتقاد به پیشرفت شغلی ،‌۳/۱۶ اعتقاد به استقلال در عمل ،‌۱/۷ درصد اعتقاد به شناخته شدن ، ۹/۴۵ درصد اعتقاد به داشتن ارج و قرب اجتماعی دادند و ۵/۱ درصد هم پاسخی ‌به این سوال نداده اند .

جدول شماره ۵ یافته های رابطه داشتن انگیزه و رضایت شغلی با بهره گرفتن از راه کارهای نوین بر اساس میانگین و انحراف استاندارد .

شاخص آماری نمونه میانگین انحراف استاندارد انگیزه و رضایت شغلی ۱۹۶ ۴۹/۴۶ ۸۹/۱۰ استفاده از کارهای نوین ۱۹۶ ۵۵/۸ ۸۱/۲

جدول شماره ۶ ، همبستگی سن رضایت شغلی و استفاده از راه کارهای نوین

Y X شاخص‌ها ۶۹/۴۶ ۱ X ۱ ۶۹/۴۶ Y

۶۹/۶۴=R

۱۹۴=۲-۱۹۶=dt

بر اساس داده های جدول چون بین رضایت شغلی و استفاده از راه کارهای نوین آن ها ضریب همبستگی برابر یا تقریباً ۶۵ درصد می‌باشد ‌بنابرین‏ به طور معنا دار بین رضایت شغلی و استفاده از راه کارهای نوین همبستگی بالا است.

جدول شماره ۷ آزمون t مستقل بین زنان و مردان در عامل رضایت شغلی

جنسیت شاخص‌های آماری تعداد میانگین انحراف استاندارد زن ۱۱۱ ۷۷۴۸/۴۸ ۴۵۲/۱۰ مرد ۸۵ ۵۱۱۷۶/۴۳ ۷۹۶/۱۰

۴۴/۳=t

۱۹۴=۲/۱۹۶=dt

چون t محاسبه شده بین آزمودنیهای زن و مرد در عامل رضایت شغلی بر اساس نتایج به دست آمده (۴۴/۳=t ) و با درجه آزادی برابر (۱۹۴=dt) می‌باشد . از t جدول که برابر (۹۶/۱=t) در سطح اطمینان ۹۵ درصد بیشتر است . ‌بنابرین‏ آزمودنیهای زن و مرد در رضایت شغلی تفاوت معنادار ، دارند و با توجه میانگین زنان که برابر (۵۲/۴۳=x ) می‌باشد. ‌بنابرین‏ زنان رضایت شغلی بیشتری از مردان دارند.

جدول شماره ۸ آزمون T مستقل بین زنان و مردان در عامل استفاده از راه کارهای نوین

جنسیت شاخص‌های آماری تعداد میانگین انحراف استاندارد زن ۱۱۱ ۸۹۱۹/۸ ۷۱۵/۲ مرد ۸۵ ۰۴۷۱/۸ ۸۸۲/۲

۱۰/۲=T

۱۹۴=df

در جدول بالا نتایج آزمون t مستقل بین آزمودنیهای زن و مرد در عامل استفاده از راه کارهای نوین آورده شده است بر اساس نتایج بدشت آمده در درجه آزادی ۱۹۴ و سطح ۹۵% مقدار (۱۰/۲)t به دست آمده از مقدار t جدول (۹۶/۱=t) بزرگتر است ‌بنابرین‏ بین زنان و مردان دو عامل استفاده از راه کارهای نوین تفاوت معناداری وجود دارد. با توجه به میانگین استفاده از راه کارهای نوین زنان (۸۹/۸=x?) نسبت به مردان (۰۴/۸=x? ) بیشتر است.

بررسی فرضیه‌ها:‌

به طور کلی در ارتباط با فرضیه اول که عبارت است از :‌

رضایت شغلی موجب افزایش استفاده از راه کارهای نوین می‌گردد. بر اساس داده های پژوهش شده چون رضایت شغلی معلمان و مدیران و استفاده از راه کارهای نوین آن ها ضریب همبستگی برابر ۶۹/۶۴ یا تقریباً ۹۵ درصد می‌باشد .‌بنابرین‏ به طور معنا دار بین رضایت شغلی و استفاده از راه کارهای نوین همبستگی بالا است.

پس فرض صفر که تفاوت بین رضایت شغلی و استفاده از راه کارهای نوین معمان و مدیران قائل نمی‌شود رد می‌گردد.

فرضیه دوم :‌

میزان رضایت شغلی در معلمان و مدیران بر اساس جنسیت متفاوت است.

بر اساس نتایج پژوهش چون t مستقل محاسبه شده بین مرد و زن برابر (۴۴/۳=t) و با درجه آزادی برابر (۱۹۴=t) می‌باشد از t جدول که برابر (۱۹۶=t) در سطح اطمینان ۹۵ دصد بیشتر است . ‌بنابرین‏ معلمان و مدیران زن و مرد ‌در مورد رضایت شغلی تفاوت معنادار دارند و با توجه به میانگین زنان که برابر (۷۷/۴۸=x ) و میانگین مردان (۵۲/۴۳=x) می‌باشد.

فرضیه سوم :‌

میزان استفاده از راه کارهای نوین بر اساس جنسیت ( زن و مرد ) متفاوت است .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:38:00 ق.ظ ]